عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
542
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و درويش نواز ، و آن يكى گفتى - پدرم مبارز بود و جنگها مردانه بكردمى ، و گفتى چون خاندان ما بجوانمردى و نيكوكارى و سرافرازى هيچ خاندانى نيست ، هر كسى بنوعى تفاخر ميكرد ، و مناقب اسلاف خود مىخواند ، رب العالمين ايشان را از آن برگردانيد و بذكر خود فرمود گفت : - چنانك پدران خود را ياد مىكنيد مرا ياد كنيد و مرا ستائيد ، كه آن همه نيكويى بپدران شما من كردم ، و من خواستم ، و من بر آن داشتم ، پس شكر همه مراست ، و منت مرا ! « أنا و الملأ فى بناء عظيم - اخلق فيعبد غيرى و انعم فيشكر غيرى » ابن عباس گفت معنى آيت آنست : - كه چون پدر ترا بدى ميگويند و در حق وى ناسزا شنوى خشم گيرى و از آن فراهم آيى ، چون كه از مبتدعان و بى دينان در حق ما ناسزاها مىشنوى و گزافها مىبينى بدان خشم نگيرى ، و چشم از آن برهم نهى ، چنين مكن ! فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً - ياد كرد اللَّه بخشم گرفتن در ناسزا كه به حق وى ميشنوى بيشتر كن از ياد كرد پدران بخشم گرفتن در بدايشان شنيدن . و هم ازين باب آنست آنچه رب العالمين گفت - « لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ » و به قال النبى : - « اوثق عرى الايمان الحبّ فى اللَّه و البغض فى اللَّه . » قومى گفتند - « فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ » خطيب را ميگويد بمنا در ايام منا ، كه مرا ستائيد و مرا ياد كنيد چنانك بروزگار گذشته پدران خود را مىستوديد ، و مىياد كرديد ، بل كه بيشتر . و اگر ايشان را حق تربيت است ما را حق كردگارى و روزى گمارى است . اينجا نكتهء است به آنچه حق پدر گفت نه حق مادر ، يعنى كه پدر را بحرمة و هيبت ياد كنيد ، و مادر را بشفقت و رحمت و اللَّه تعالى هو الذى يرحم و لا يرحم . فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا الآية . . . - اين قومى راست كه همّت ايشان دنيا بود ، مال و زر و سيم و غلام و كنيزك وضعيت و ماشيه ، اللَّه ميگويد وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ - كسى كه از ما همه اين خواهد وى را از خير آن